ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
99
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
حمله با علامت ضرب طبل انجام مىگرفت زيرا عده سپاه بسيار بود كه با فرمان يك فرمانده انجام نمىگرفت . از اين گذشته پيچ و خم راهها و درهها و فراز و نشيب مانع نظم صفوف بود پس فرمان او را دهان به دهان كوس بكوس بسپاهيان پياده و سوار در كوه و دره و دشت مىرسانيدند . چون پيش مىرفتند كوسها نواخته مىشد و چون كوسها خاموش مىشد سپاه توقف مىكرد و باز با بانك كوس حركت انجام مىگرفت و با سكوت آن سكون بود . همه بيك حال از وقوف و سير بودند . و سير و پيشرفتن سپاه بسيار آرام و كوتاه بود چون يك كوهبان ( به همين لفظ وارد شده ) مىرسيد و خبر مىداد توقف و سير سپاه را منع مىكرد و چون مطمئن مىشد فرمان ادامه سير را مىداد . چون خواست بميدان سال پيش كه واقعه او در آن رخ داده بود برسد بخارا خداه را عقب دار نمود . او با هزار سوار و ششصد پياده دره عقب را محافظت كرد مبادا خرميان از پشت سر حمله كنند و راه را بر آنها ببندند . بابك هم عادت داشت كه هميشه كمين در كوه و دره بگذارد كه چون سپاه از آن بگذرد از پشت سر حمله كند . افشين هم كوشيد كه بر كمينگاه بابك آگاه شود ولى كوشش او به جائى نرسيد و ندانست در چه محلى كمين مىگذارد . افشين ابو سعيد را فرمان مىداد كه از دشت و بيابان بگذرد و راه را تفتيش و مراقبت كند . جعفر خياط و احمد بن خليل بن هشام را هر سه با سه گروه دلير بسه جانب مىفرستاد كه پيش آهنگ و طلايع سپاه باشند . هر سه گروه پيش رفتند تا بآبادى و شهر و خانههاى بابك رسيدند . بابك هم سپاه خود را آراست ولى از جنگ با آن سه گروه پرهيز داشت ولى مىكوشيد كه آنها از دروازه وارد نشوند . سپاه خود را هم دسته دسته بكمين گاه مىفرستاد كه نبرد غافلگير را بر روبرو بهتر مىدانست . از سپاه او كاسته شد و او با عده كمى ماند . افشين بر يك تل بلند مىنشست و اوضاع سپاه و دستههاى مرتب را مىديد و مراقبت مىكرد و كاخ بابك را هم مشاهده مىنمود . سوارانى كه در دشت بود از مركب خود پياده شدند ولى سواران ابو سعيد و جعفر و احمد بن خليل بر اسب سوار ماندند و در راه پياده نشدند . ( گويا اصل نسخه لقربه بود بمعنى نزديك ولى قريه وارد شده با تبديل باء يك نقطه بياء دو نقطه و در طبرى نيز كه مراجعه نموديم چيزى